پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو هك نكن
به اينكه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن
بزار بهت گفته باشم كه ماجراي ما و عشق
تقصير چشماي تو بود ، وگرنه ما كجا و عشق ؟
سرم تو لاك خودم و دلم يه جو هوس نداشت
بس كه يه عمر آزگار كاري به كار كس نداشت
تا اينكه پيدا شدي و گفتي از اين چشماي خيس
تو دفتر ترانه هات يه قطره بارون بنويس
عشقمو دست كم نگير درسته مجنون نميشم
وقتي كه گريه ميكني حريف بارون نميشم
رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو هك نكن
به اينكه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن
هنوز يه قطره اشكتو به صدتا دريا نميدم
يه لحظه با تو بودنو به عمر دنيا نميدم
همين روزا به خاطرت به سيم آخر ميزنم
قصه عاشقيمونو تو شهرمون جار ميزنم
اگه تنهايي بشه زخم هزار ساله عشق
من هزار سال ديگه منتظر تو مي مونم
اگه روزي صدامو تو گود شب چال بكنن
من برات هر شعري رو با لب بسته ميخونم

تو این شبهای خط خطی
ستاره های پاپتی
گم شدن و نیست توی راه
فانوسک رفاقتی
به هرکی میخوای دل بدی
دل میکنه به راحتی
دنیا چه آلوده شده
به سم بی صداقتی
پاهای عشق و عاشقی
تاول زده بگی نگی
انگار تموم زندگی
گرفته بوی کهنگی
باید با دنیا کاری کرد
بیشتر از اینها نشه بد
به پای عشق و عاشقی
مرحم دلدادگی زد
باید دوباره تازه شد
توی هوای رابطه
باید دوباره خط کشید
رو هر چی رسم غلطه
رویه دریا خونه ساختی ساده دل
خیلی دیر یارو شناختی ساده دل
تو قمار ه ناگواره عاشقی
همه هستی تو باختی ساده دل
تمام سعی تو كتمان عشقت بود
در حالیكه از چشمان مستت
خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد
اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود
دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم
و بينا بودم
هميشه با اون مي موندم
يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده
وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره
بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو
پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد
و گفت : مراقب چشماي من باش
...

دروغ و خيانت رو هك كن__ از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن
با صداقت و وفا و معرفت چت كن__ از زيباترين خاطره زندگي وب بگير
تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستی
و عاشق عشق باشيد
در مسنجر قلبت عشق رو اد كن وبه احساسات زيبايي پي ام بده
غم رو ديلت كن و واژه بدي رو رينيم كن
براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه)
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب ، وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...................
بازم دلم گرفته گریه ام اختیاری نیست
گریه ام اختیاری نیست
آخه جز گریه من و کاری نیست
یه عمر از محبت بی نصیبم ای خدا
من غریبم ای خدا
چرا جز گریه من و کاری نیست
اگه عشق همین , اگه زندگی اینه
نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه
-----
آدمك آخر دنياست بخند
آدمك مرگ همينجاست بخند
آن خــدايي كه بزرگش خوانـدي
به خدا مثل تو تنهاست بخنـــد
دستخطي كه تو را عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست بخنــــد
فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت
فكر كن گريه چه زيباست بخنــــد
صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست بخنــــد
راسـتي آن چـه بـه يـادت داديـم
پر زدن نيست كه درجاست بخنــــد
آدمك نغمه آغاز نخوان !!
به خدا آخر دنياست بخنــــد . . .
***




